قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4262

تاريخ الفي ( فارسى )

نموده ، متعاقب رايات جلال كه بر عزم قشلاق ارّان در حركت بود بيايد ؛ و هم در حدود تبريز بولغان خاتون را به نكاح شرعى در حباله آورد و زفاف نمود . و خاتون مزبور موطوء « 1 » پدر غازان خان ، ارغون خان ، بود . خواجه رشيد ، مصنّف جامع رشيدى « 2 » در قلم آورده كه چون اختلاف دين به هم رسيده بود و خاتون مسلمان ، شرعا اين نكاح درست مىآمد . ديگر از هيچ پادشاهى تا اين غايت روايت نكرده‌اند كه بر مثل اين فعلى اقدام نموده باشد . شيرويه كيخسرو پرويز به محبوبهء پدرش در مقام آن شده بود ، امّا آن شيرزن بر قتل خود اقدام نمود و به چنين خوارى تن درنداد . و هم در اين ايّام به موجب استدعاى امير نوروز منصب صاحب‌ديوانى به صدر الدين زنجانى قرار گرفت و شرف الدين سمنانى ، الغ بيتكچى « 3 » شد ؛ و استيفاى ديوان ، معين الدين را مسلّم شد ؛ و ملك فخر الدين رازى كه از اكابر رى بود ، بر همه مشرّف گرديد . و امير نوروز در تبريز آل تمغاى بزرگ از هفصد و پنجاه مثقال طلا ترتيب نموده كلمهء « لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه » صلوات اللّه عليه و آله بر آن نقش كرده و بر كنار آن اين عبارت هم بود « نصر اللّه النوروز الغازى » و شكل آل تمغا را از مربع به مدور تغيير داد . و در اين سال سوكارا ، پسر ناشموت با سپاهى گران به محافظت ديار خراسان مأمور شده متعاقب نودين روان شد ؛ و ميانهء جمال الدين دستجردانى « 4 » - كه نايب نوروز بود - و صدر الدين زنجانى منازعت [ واقع ] شد . تصرّفات يكديگر را تعهّد ثبوت نمودند . و صدر الدين كه تصرّف بسيار داشت ، مضطرب شد و معروض داشت كه « تا جمال الدين ، نايب نوروز است ، نوروز حمايت او را خواهد كرد و حمايت او مانع ثبوت گناه بود . » و چون امير نوروز از نصب صدر الدين پشيمان شده بود ، راه سخن يافته ، گفت كه « هرگاه كه مردم ملاحظهء نايب بنده كرده كه كمترين بندگان اين آستان است ، پس به طريق اولى ملاحظهء تو كه نيابت حضرت پادشاه اسلام دارى ، خواهند كرد . » غازان خان به عزل هر دو فرمان داده و ملك شرف الدين سمنانى صاحب‌ديوان شد . مدت چهل روز اوقات ديوانيان صرف تحصيل و تحقيق هر دو خواجه شده صدر الدين گناهكار و جمال الدين بىعيب درآمد ؛ و صدر الدين محبوس شد ، و حكم سياستش صادر گرديد . از صدر جهان منقول است كه در ايام حبس شبى در خواب ديدم كه روز جمعه من را در سياستگاه بردند و در بيشه [ اى ] به غايت مخوف بازداشته مهياى سفر آخرت بودم كه شخصى

--> ( 1 ) . م ، ش : مدخوله . موطوء به معنى متعه و صيغه است . ( 2 ) . مراد جامع التواريخ رشيد الدين فضل الله است . ( 3 ) . الغ واژهء تركى است به معنى بزرگ و عظيم است ؛ « بيتكچى » به معنى محاسب و مأمور وصول ماليات . الغ بيتكچى رئيس ديوان عالى كشور امروزيست . ( 4 ) . متن : جمال الدين و سنجرانى .